عاشقانه دوستان عزیز اگر وقت کردید رویه تبلیغات کلیک کنید بزارید کامل باز شه بعد ببندید ممنون از همگیتون نظر یادتون نره |
|||
یک شنبه 24 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 1:18 :: نويسنده : ستایش
دلم برات خیلی تنگ شده بود داشتم لحظه شماری میکردم که بر گردی برگردی تا بهت بگم تو امید زندگیمی تا بهت بگم که وقتی تو نیستی چیا کم دارم تا بهت بگم که :
خیلی دوست دارم تو چی تو دوسم داری ؟
خوبه که تورو دارم با تو همه چیز قشنگه حتی انتظار برای برگشتنت هم قشنگه خوشحالم که اومدی خوشحال ترم چون یه ماه نشده برگشتی یک شنبه 24 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 1:15 :: نويسنده : ستایش
با تو دیگر عشق قصه نیست ، لحظه هایم مثل گذشت
تا حالا بهت نگفتم ولی حالا می خوام بگم
میمیرم ..
می خوام بگم تو دنیای منی ..
می خوام بگم با تو بودن چه لذتی داره ..
می خوام بگم دوست دارم فقط به خاطر خودت !! می خوام بگم شدی مجنون
م …
می خوام بگم هر وقت اراده کنی برات میمیرم !
می خوام بگم که می خوام دلمو فرش زیر پات کنم ..
می خوام بگم اگه یه روز نبینمت چقدر دلم برات تنگ میشه !! می خوام بگم نبودنت برام پایان
ه !!
می خوام بگم به بلندی قله اورست و پهناوری اقیانوس اطلس دوست دارم …
می خوام بگم یه گوشه چشاتو به همه دنیا نمیدم …
می خوام بگم هیچ وقت طاقت هجرتو ندارم …
می خوام بگم مثل خرابه های بم خرابتم … می خوام بگم بیشتر از عشق لیلی به مجنون
..
می خوام بگم هر جور که باشی دوست دارم !!
می خوام بگم غم تو رو به شادی دیگران نمیدم !!
می خوام بگم اگه حتی من رو هم دوست نداشته باشی من دوست دارم ..
می خوام بگم مثل نفسی برام اگه نباشی منم نیستم …
می خوام بگم هر شب با خیالت می خوابم !! می خوام بگم جایگاه همیشگی تو
منه !!
می خوام بگم حاضرم قشنگترین لحظه هام رو با سخت ترین دقایقت عوض کنم ..
می خوام بگم لحظه ای که تو رو میبینم بهترین لحظه زندگیمه !!
می خوام بگم در حد پرستش دوست دارم ….! تو ، بمان و بمان ای که تنها عشق من هستی تو شنبه 23 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 1:0 :: نويسنده : ستایش
دقايقي تو زندگي هستند كه دلت برا كسي اونقدر تنگ ميشه كه ميخواي اونو از تو رويات بكشي بيرون و توي دنياي واقعي بغلش كني... شنبه 23 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 1:54 :: نويسنده : ستایش
در دفتر خاطراتم نوشتم عشق زیباست...
استاد دفتر را دید و گفت: این رویاست... گفتم استاد!! تو از عشق چه میدانی؟!؟؟؟؟؟
گفت : در عالم عشق ، عاشق همیشه تنهاست...! شنبه 23 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 1:46 :: نويسنده : ستایش
از خدا پرسیدم:خدایا چطور بهتر زندگی کنم؟ شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن. شنبه 23 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 1:29 :: نويسنده : ستایش
یکیشون تروریست شد: مادرشون هم عقلش رو از دست داد و دیوونه شد: فرصت ها را برای مهربانی دریابیم !
فردا دیر است
شنبه 23 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 1:19 :: نويسنده : ستایش
جواب سلام را با علیک بده ، جواب تشکر را با تواضع،
جواب کینه را با گذشت،
جواب بی مهری را با محبت،
جواب ترس را با جرأت،
جواب دروغ را با راستی،
جواب دشمنی را با دوستی،
جواب زشتی را به زیبایی،
جواب توهم را به روشنی،
جواب خشم را به صبوری،
جواب سرد را به گرمی،
جواب نامردی را با مردانگی،
جواب همدلی را با رازداری،
جواب پشتکار را با تشویق،
جواب اعتماد را بی ریا،
جواب بی تفاوت را با التفات،
جواب یکرنگی را با اطمینان،
جواب مسئولیت را با وجدان،
جواب حسادت را با اغماض،
جواب خواهش را بی غرور،
جواب دورنگی را با خلوص،
جواب بی ادب را با سکوت،
جواب نگاه مهربان را با لبخند،
جواب لبخند را با خنده،
جواب دلمرده را با امید،
جواب منتظر را با نوید،
جواب گناه را با بخشش،
و
موضوعات آخرین مطالب پيوندها
![]() نويسندگان |
|||
![]() |