عاشقانه دوستان عزیز اگر وقت کردید رویه تبلیغات کلیک کنید بزارید کامل باز شه بعد ببندید ممنون از همگیتون نظر یادتون نره |
|||
یک شنبه 15 آبان 1390برچسب:, :: 16:39 :: نويسنده : ستایش
وقتی که از لبان غزل دور شد لبم لب تشنه در کویر گم و گور شد لبم از بوسه های سرخ تو با لهجه ی شراب خوشه به خوشه شاخه ی انگور شد لبم من حکم جلب بوسه یتان را گرفته ام هر شب بر این محاکمه مامور شد لبم هرچند زود گفته ام عاشق شدم ولی تقصیر من نبوده که مجبور شد لبم این روزها بخاطر شیرین زبانی ات گوشه به گوشه نغمه ای از شور شد لبم تا آمدم که شعر بخوانم برای تو دیدم که رفتی و گره ای کور شد لبم... نظرات شما عزیزان: ![]() اینگـونه نگاهـم نکـن ... مگذار غـرق رویـاهـا شـوم ... چه سخـت است هجـوم آرزوهـا ... در حصـاری از بغـض ... به سـایه هـا پنـاه می برم ... مـرا ببـخش که به سـایه هـا پیـوستـم ... ستـاره شدن برایـم سخـت بـود ...!!! ![]()
سلام ستایش جون امیدوارم که خوب باشی وبت عالیه وعالیتر هم میشه امیدوارم به وب منم سر بزنی موفق باشی
موضوعات آخرین مطالب پيوندها
![]() نويسندگان |
|||
![]() |