عاشقانه دوستان عزیز اگر وقت کردید رویه تبلیغات کلیک کنید بزارید کامل باز شه بعد ببندید ممنون از همگیتون نظر یادتون نره |
|||
سه شنبه 8 اسفند 1391برچسب:, :: 15:42 :: نويسنده : ستایش
میدونم برات عجیب این همه اسرار و خواهش این همه خاستنه دستام بدون حتی نوازش میدونم که خنده داره واسه تو تموم دردم میگذری از منو میری اما باز من بر میگردم میدونم برات عجیب من با اون همه غرورم پیش همه بدیات چه جوری بازم صبورم میدونم واست سوال که چرا پیشت حقیرم دور میشی منو نبینی باز سراغتو میگیرم میدونی چرا همیشه من بدهکار تو میشم وقتی نیستیم یه جوری با خیالت راضی میشم میدونی واسه چی از تو بد میبینمو میخندم تا نبینی گریه هامو هردو چشمامو میبندم چاره ای جز این ندارم آخه خون شدی تو رگهام میمیرم اگه نباشی بی تو من بدجوری تنهام میدونم یه روز میفهمی روزی که دنیارو گشتی من چه جوری تورو خاستم تو چه جور ازم گذشتی سه شنبه 8 اسفند 1391برچسب:, :: 15:40 :: نويسنده : ستایش
ياد گرفتم که عشق با تمام عظمتش دو سه ماه بيشتر زنده نيست ياد گرفتم که عشق يعني فاصله و فاصله يعني دو خط موازي که هيچگاه به هم نمي رسند ياد گرفتم در عشق هيچکس به اندازه خودت وفادار نيست و ياد گرفتم هر چه عا شق تري ، تنهاتري
سه شنبه 8 اسفند 1391برچسب:, :: 15:39 :: نويسنده : ستایش
خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ...
خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ...
خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني بعد بفهمي دوست نداره ...
خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت سه شنبه 8 اسفند 1391برچسب:, :: 15:36 :: نويسنده : ستایش
می بخشم کسانی را که هر چه خواستند با من ، با دلم ، با احساسم کردند و مرا در دور دست خودم تنها گذاردند و من امروز به پایان خودم نزدیکم ، پروردگارا. به من بیاموز در این فرصت حیاتم آهی نکشم برای کسانی که دلم را شکستند سه شنبه 8 اسفند 1391برچسب:, :: 15:34 :: نويسنده : ستایش
اگه یه روز تنها شدی ، بغض کردی و دلت می خواست سه شنبه 8 اسفند 1391برچسب:, :: 15:26 :: نويسنده : ستایش
زمان هیچوقت دردی را دوا نمی کند! این ما هستیم که به مرور به " درد " عادت می کنیم... سه شنبه 8 اسفند 1391برچسب:, :: 15:24 :: نويسنده : ستایش
گاهی آدم احتیاج داره یکی بیاد بزنه رو شونهش و بگه : هی رفـ ـیـ ـق! از چیزی ناراحتی؟ اونوقت آدم برگرده بگه: آره رفیق،ازهـمه چـی ... سه شنبه 8 اسفند 1391برچسب:, :: 15:14 :: نويسنده : ستایش
آنقدر پیش این و آن
سه شنبه 8 اسفند 1391برچسب:, :: 15:9 :: نويسنده : ستایش
وقتی بغض میکنم دلم میخواد
خدا از آسمون بیاد زمین اشکامو پاک کنه
دستمو بگیره و بگه :
بیا بریم اینجا اذیتت میکنن...! موضوعات آخرین مطالب پيوندها
![]() نويسندگان |
|||
![]() |